تبلیغات
دیدار - کجای این جبهه ایم؟!!
دیدار
به نام الله ، به یاد الله ، برای الله

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل دیدارها :
  • دیدار امروز :
  • دیدار دیروز :
  • دیدارهای این ماه :
  • دیدارهای ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین دیدار :
  • آخرین بروز رسانی :

کجای این جبهه ایم؟!!

گلستان شهدا - اصفهان  

بعدازظهر بود و خلوت.

تو گلستان شهداء قدم می زدم و به عکسها و سنگ نوشته های مزارشان نگاه می کردم.

چهره نورانی شهداء آرامم می کرد.

روی بعضی از مزارها، گوشه هایی از وصیتنامه شهید را حک کرده بودن که واقعاً درس زندگی بود، اینجا بود که، مفهوم عارفانی که ره صد ساله را یک شبه طی کرده بودند برایم ملموس می شد.

 

همینطور روی قبرها را می خواندم و جلو می رفتم...

...

شهید علی موسویان          محل شهادت: شلمچه           سن: 16 سال

شهید غلامرضا لطفی         محل شهادت: جزیره مجنون     سن: 23 سال

شهید فرهاد براتعلی           محل شهادت: شرق دجله       سن: 15 سال

شهید مرتضی باباعلیان       محل شهادت: فکه                 سن: 18 سال

شهید حسن نیک نژاد         محل شهادت:دارخوین            سن: 16 سال

.............................         محل شهادت: اروند                سن: 19 سال

.............................         محل شهادت: پادگان حمید      سن: 21 سال

.............................         ........................                  سن: 14 سال

.............................         ........................                  سن: 31 سال

 

کمی با دقت به سن و سال شهداء توجه کردم، میانگین سنی شهداء تقریبا به اندازه سن من بود

برای چند لحظه تمام ذهن و فکرم متوقف شد.

آنها توی آن سن و سال به چه مقامی رسیدند و من......

راستش را بخواهید دلم به حال خودم سوخت، آخه خیلی وقتها آرزو می کردم ای کاش 20 سال زودتر به دنیا آمده بودم.

ولی خوب، خدا نخواست من آن موقع باشم و دوست داشت منو توی زمانی به این دنیا بیاره، که توی یک جبهه بزرگتر قرار بگیرم.

جبهه ای که خاکریز دشمن را نمی تونی ببینی، خود دشمن را هم نمیشه دید، البته نه اینکه نشه، ولی خوب خیلی راحت نیست.

گرفتن گِرا و مختصات دشمن هم خیلی سخته، بعضی وقتها کنار دستت نشسته و خودت خبر نداری.

از توپ و خمپاره و تانک و نفربر هم هیچ خبری نیست، سلاحها قوی تره، ولی نه آتیش عقبه داره و نه ترکشی که بدنت را پاره کنه، بلکه ذهن و فکر و اعتقاد آدمو هدف می گیریه.

...

اولین چیزی که باید توی این جبهه یاد گرفت درس دشمن شناسیه ، بعد تقویت سلاح که همون ایمان و اعتقاده و اطاعت از ولایته ، بعدش هم روحیه مبارزه و جهاد، البته از نوع جهاد اکبر و آمادگی برای جهاد اصغر.

حالا خودمون بشینیم و حساب کتاب کنیم، ببینیم کجای این جبهه ایم.

خط شکنیم، خط مقدم هستیم، پشت جبهه ایم، یا اینکه آنطرف خاکریز و توی اردوگاه دشمن.

اگر خط شکن نیستیم یا توی خط مقدم هم قرار نداریم لااقل پشت جبهه کمک کنیم و آن اینکه آب توی آسیاب دشمن نریزیم.

و خدا نکنه که آن طرف خاکریز باشیم که نه دنیا داریم و نه آخرت.

خوش به سعادت آنهایی که توی جهاد اصغر دشمن خودشان را شناختند و عاشقانه رفتند.

و خدایا... " رقصی چنین میانه میدانم آرزوست" 

درباره دیدار

« السلام علیك یا اباعبدالله الحسین(ع) »

ببین آشفته گشته وضع و حالم
دگر بشکسته بالم بس ننالم
دمادم این دعا ورد زبانم
ببینم کربلا را تا جوانم

« امیری حسین و نعم الامیر »
مدیر دیدار : بهنام امینی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان