تبلیغات
دیدار - استاد شهید مرتضی مطهری و آسیب‏شناسی دین و دینداری (2)
دیدار
به نام الله ، به یاد الله ، برای الله

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل دیدارها :
  • دیدار امروز :
  • دیدار دیروز :
  • دیدارهای این ماه :
  • دیدارهای ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین دیدار :
  • آخرین بروز رسانی :

استاد شهید مرتضی مطهری و آسیب‏شناسی دین و دینداری (2)

این‏اصطلاح آسیب‏شناسی‏دینی را برای سهولت‏بحث‏به دو بخش تقسیم كرده‏ام:

الف) آسیب‏شناسی دینداری:

ب) آسیب‏شناسی دینی:

مقصودم از آسیب‏شناسی دینداری، شناخت آفات و موانعی است كه مانع دینداری مردم می‏شود . و مراد از آسیب‏شناسی دینی، شناخت آفاتی است كه به اصل دین لطمه می‏زند .

پیداست كه آسیب‏شناسی دینداری یك قشر با قشر دیگر فرق می‏كند: برای جوانها، آنچه مانع دینداریشان می‏شود یك چیز است، برای میانسالان و سالخوردگان چیزهای دیگر . آسیب‏شناسی دینداری در شهر ممكن است‏حكایت از یك دسته از عوامل بكند و در روستا حكایت از عوامل دیگر . یا مثلا آسیب‏شناسی دینداری زن و مرد فرق می‏كند، همچنین آسیب‏شناسی دینداری طلاب با دانشجویان; بازاریان با . . .

ارتباط آسیب‏شناسی دینداری با جامعه‏شناسی

پس آسیب‏شناسی دینداری، به همان اندازه كه می‏تواند یك مقوله دینی باشد، یك مقوله اجتماعی هم هست . و این از آن جاهایی است كه جامعه شناسی دینی، موضوعیت پیدا می‏كند; یعنی می‏بینید یك بحثی هست كه از یك سو به منابع اصیل دینی و به گوهر و حقیقت دین مربوط می‏شود و از سوی دیگر با اختلاف قشرهای مختلف اجتماعی، حكمش فرق می‏كند . این بحث در جامعه شناسی دینی مطرح می‏شود .

شهید مطهری یك طبیب روحانی بود كه تخصصش در همین آسیب‏شناسی دینداری و تخصص ویژه‏اش در آسیب‏شناسی دینداری جوانان، بود .

شهید مطهری بیش از هر كس دیگری و بیش از هر موضوع دیگری، علاقه‏مند بود كه بداند چه علل و عواملی و چه آفاتی جوانان را از دین دور می‏كند . ایشان بعد از اینكه به تهران آمد، بدون اینكه از ارزشهای روحانی قم اعراض كند، به سراغ دانشگاهها و جوانان و قشر تحصیل كرده رفت و بیش از هر كس دیگری مسائل و مشكلات این قشر را می‏دانست .

عوامل آسیبهای دینداری از دیدگاه شهید مطهری

تصور بنده این است كه ایشان دو چیز را عامل اصلی در آسیب‏شناسی دینداری جوانان می‏دانست:

الف) ناآگاهی جوانان از حقیقت دین .

ب) آلودگی اخلاقی     .

حال ببینیم ایشان در زمان خودشان چگونه تشخیص می‏دادند كه جوانها اسلام را نمی‏شناسند; چگونه است كه دانشگاهیها، دانش‏آموزان سالهای بالا كه اهل فكرند و جستجوگرند، از حقیقت دین بی‏خبرند و تصوری از دین ندارند یا اینكه تصور غلطی دارند .

یكی از نشانه‏های عامل اول، این بود - و شاید بتوان گفت این هست - كه خیلی ها دین را یك امر غیرمعقول و غیرمنطقی می‏پنداشتند; خصوصا قشرهایی كه با اندیشه‏های غربی و علم و فلسفه غربی آشنا بودند . عده‏ای از آنها تصورشان این بود كه اصولا در دین نباید دنبال یك نظام منطقی و یك نظام عقلایی بود; یعنی دین بر نمی‏تابد كه به محك تفكر عقلایی و منطقی زده شود و سربلند از بوته آزمایش بیرون آید .

یكی از كوششهای سترگ استاد مطهری این بود كه این تصور را از اذهان پاك كند و نشان دهد، اسلام نظامی است كه یك انسان خردمند فرهیخته منطقی هم می‏تواند به آن باور داشته باشد . دین مجموعه‏ای از اوهام و تحكمات نیست كه كسی بنابر سلیقه‏ای، عشقی، سابقه‏ای دنبال آن باشد اما قابلیت تجزیه و تحلیل و عرضه به محك علم و منطق را نداشته باشد .

این وجهه نظر، ستون فقرات نظام فكری شهید مطهری بود; همت ایشان این بود كه این تهمت را از دین دور كند و به عنوان یك فیلسوف، هیچ وقت اعتماد خودش را به عقل از دست نمی‏داد و همواره در طرح مباحث و ارتباط با مخاطبان خودش، راهی را كه مبتنی بر تفكر عقلانی بود، برمی‏گزید . بخش قابل توجهی از آثار شهید مطهری را همین دفاع از جنبه عقلانی اسلام تشكیل می‏دهد، ایشان آن اندازه كه به فلسفه اسلامی غیرتمند بود برای این بود كه می‏خواست این توهم را كه جهان‏بینی دینی مبتنی بر یك نظام عقلانی نیست دور كند .

در آسیب‏شناسی دینداری جوانان، تصور غلط دیگر كه به ناآگاهی جوانها از حقیقت دین مربوط می‏شود «خرافی پنداشتن دین‏» است; یعنی دین را مجموعه‏ای آمیخته و همراه با خرافات می‏دانستند .

ایشان در لابلای آثارشان هر جا كه فرصت‏به دست آورده‏اند، با شجاعت‏به آن خرافاتی كه دامان دین را آلوده و چهره دین را در نظر جوانها، زشت كرده، اشاره و اعتراض كرده‏اند و با صراحت آنها را نفی كرده‏اند تحریف زدایی از واقعه عاشورا از این نمونه است .

یكی دیگر از آسیبهایی كه در این بخش مطرح است، منافی دانستن دین با علوم جدید و پیشرفت و صنعت و توسعه و امثال آن است .

البته امروز دیگر این مساله حل شده ولی شاید هفتاد سال پیش، یك گره كور بوده است . تصور بسیاری از كسانی كه با علوم غربی كم و بیش آشنا بودند، این بود كه علم، رقیب دین است و آنجا كه علم نباشد، دین مطرح است و آنجا كه علم مطرح است دیگر جایی برای تفكر دینی باقی نمی‏ماند . و خیلی ها فكر می‏كردند كه دوران علم فرا رسیده و دوران دین سپری شده است .

مطهری سعی كرد با این درد مبارزه كند و تفهیم بكند كه شناخت قانونمندیهای طبیعت، تحت عنوان علوم تجربی و بیان آن در قالب قوانین ریاضی، هیچ منافاتی با دین و دینداری ندارد، بلكه این از لوازم جامعه اسلامی است; لذا بخشی از آثار خود را به این اختصاص داده بود .

یكی دیگر از آفاتی كه در این باب بود و هست، این تصور است كه دینداری با زندگی سعادتمندانه در دنیا منافات دارد . خیلی ها از دینداری و دین فرار می‏كردند و حرفشان این بود كه: با دین و دینداری نمی‏شود خوشبخت‏بود و زندگی درست و حسابی داشت . این كشورها و شهرهای اسلامی را ببینید، همه چیزشان آشفته و بی‏نظم است، قوانینشان عمل نشده است، نه نظمی، نه نظافتی، نه بهداشتی; اما آنهایی كه دین را در حاشیه قرار داده‏اند زندگیشان سعادتمندانه و مرتب و منظم است . استاد مطهری، در این زمینه هم كار كرده است .

یكی دیگر از مباحث در همین زمینه، تصور ناتوانی دین در اداره جامعه در مسیر تحولات زمانه بود، خیلی ها انتقاد می‏كردند و این تصور را داشتند كه چگونه ممكن است‏با تحولات شگرفی كه در روزگار ما به ظهور می‏رسد، دین همچنان بتواند درمان دردها باشد و تناسب خود را با نیازهای بشر حفظ كند .

ایشان سخنرانیهای متعددی تحت این عنوان كردند، كتاب و مقاله نوشتند، بحث‏خاتمیت‏به همین مساله مربوط می‏شود و یا كتاب «اسلام و مقتضیات زمان‏» به همین مطالب مربوط است .

موضوع مهم دیگری كه جوانها را از دین و معنویت و خداشناسی و خداپرستی دور می‏كند و از مقوله شبهات فكری و نظری نیست، مشكل اخلاقی است كه یك بلیه‏ای است كه خصوصا دامنگیر جوانان، به لحاظ سن و سال و بحران غرایز و مقتضیات موجود و موانع مفقود در جامعه آن روز بود . استاد مطهری، از این باب خیلی رنج می‏برد .

ایشان در كتاب علل گرایش به مادیگری - كه از نام این كتاب پیداست كه یك نوع آسیب‏شناسی است - یكی از علل گرایش به مادیگرایی را همین مفاسد اخلاقی ذكر می‏كنند و می‏گویند: وقتی یك كسی در مسیر مفاسد اخلاقی افتاد، فساد اخلاق زمینه اعراض او از دین می‏شود; چون دین را مزاحم تمنیات خود می‏بیند و اگر جامعه‏ای پاك باشد به انحای گوناگون، مستعد دینداری می‏شود و اگر در جامعه‏ای فساد باب شود، مردم از دین دور می‏شوند خصوصا جوانها .

بر گرفته شده از سخنرانی دكتر غلامعلی حداد عادل در مدرسه عالی تربیتی و قضایی طلاب قم به مناسبت سالگرد شهادت اندیشمند و فیلسوف گرانقدر حوزه شهید استاد آیة‏الله مرتضی مطهری

ادامه دارد...

درباره دیدار

« السلام علیك یا اباعبدالله الحسین(ع) »

ببین آشفته گشته وضع و حالم
دگر بشکسته بالم بس ننالم
دمادم این دعا ورد زبانم
ببینم کربلا را تا جوانم

« امیری حسین و نعم الامیر »
مدیر دیدار : بهنام امینی

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان